شست علمی با عنوان «بررسی و نقد کتاب تذکره نفایس المآثر»

نشست علمی گروه رجال و خاندان های اسلامی با عنوان «بررسی و نقد کتاب تذکره نفایس المآثر» در تاریخ ‌شنبه ۲ دی‌ماه ۹۶ با حضور آقایان دکتر محمدسرور مولایی، دکتر محمدرضا ابوئی مهریزی و دکتر  سعید شفیعیون (مصحح) برگزار شد.

 

دکتر سعید شفیعیون: تذکره‌ها از لحاظ رده‌بندی و ماهیتی می‌توانند در معنی اصلی خودشان ژانری ادبی باشند و هم‌زمان یک نوع نوشتار اطلاعاتی را دربرگیرند؛ یعنی دو وجه دارند: ادبی و علمی. حتی در ساخت علمی و اطلاعاتی خود نیز باز ذوق و شمّ نویسنده تاثیر گذار است. یعنی ماهیت تذکره در باب جریان‌های ادبی توسط یک ادیب نوشته می‌شود. اینها روزی منیفست‌های ادبی روزگار خود بوده‌ و شعر آن دوره را تبلیغ می‌کرده‌اند. امروزه، منابع اطلاعاتی ما برای دستیابی به مسائل فرا ادبی اند. به علاوه مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و و عامه را نیز دربر می‌گیرند. اینجا هم مثل هر ژانر دیگری تذکره‌های تقلبی و مصنوعی داریم. در تقسیم‌بندی‌ای که بنده از تذکره دارم آنها را به دو دسته تقسیم کرده‌ام: ۱٫ تذکره‌های مستقل و اصلی؛ ۲٫ تذکره‌های ضمنی که ماهیتاً همه‌شان تذکره نیستند و ممکن است اقسام مختلفی را دربر گیرند. یکی از آنها تذکره تاریخ یا تاریخ تذکره است؛ یعنی به اعتبار روایت تاریخ و روایت محتوایی آن دوره جریانات فرهنگی و ادبی بخشی از محتوای تاریخی است که می‌خواسته‌اند آن را روایت کنند. وقتی می‌گوییم تاریخ تذکره یعنی می‌توانیم آن را اولویت‌بندی کنیم. تذکره‌هایی داریم که بین روایات ادبی‌شان از تاریخ هم صحبت می‌کنند. منظور من پرداختن به آنها نیست، چون مطالبی پراکنده در تراجم ادبی به شمار می‌آیند. اما تذکره‌هایی که مدنظر من است از سه مطلب آن مطلب سوم درباره تاریخ است.

درباره اهمیت این تذکره‌ها باید گفت در طی تاریخ با این تذکره رفتار خاصی شده است که مهجوریت این کتاب را می‌رساند. عده‌ای از آنها استفاده کرده‌اند اما به آنها ارجاعی نداده‌اند. در تصحیح این کتاب چون با نسخه‌های ناخوانا و ناقصی برخورد داشتم، نقش متون کمکی و متون هم‌سنخ آن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین ناچار بودم برای اینکه تصحیح کتاب تا سطح مطلوبی بالا رود تحقیق کنم و مطالب اضافه‌تری را که لازم بود برای مخاطب بیاورم. بنابراین به کتاب‌ها و تذکره‌های زیادی رجوع کردم و براساس دیدگاه انتقادی‌ای که داشتم متوجه شدم تذکره هفت اقلیم کاملا مطالب مشترکش را از این کتاب گرفته است. جالب این است که نویسنده عمد بر کتمان این آدم داشته است؛ یعنی از عبداللطیف پسرعمویش، جدش و… صحبت می‌کند، اما به نویسنده این کتاب هیچ اشاره‌ای نمی‌کند. یعنی با کمترین تغییر از عبارات کتاب استفاده کرده است اما به خود نویسنده هیچ اشاره‌ای نمی‌کند. عده‌ای کل کتابشان را از این کتاب گرفته‌اند و به اصطلاح تراجم را تحریف کرده‌اند. اینها تازه مرتکب تحریف هم شده‌اند و به اصل اخلاقی تذکره‌نویسی بی‌تعهد بوده‌اند و امانت را زیر پا گذاشته‌اند. برخی هم از مطالب کتاب استفاده کرده‌اند و به آن ارجاع داده‌اند؛ درکل اطلاعات این کتاب خیلی اطلاعات شتر گربه‌ است. به نظر من خیلی از افراد این کتاب را نشناخته‌اند و در روزگار خود کتاب مهجوری بوده‌است. اینکه نسخه‌های زیادی از آن موجود نیست مهجور بودنش را می‌رساند. من فکر می‌کنم بخشی از این موضوع به مسائل سیاسی برمی‌گردد؛ یعنی علاءالدوله و خاندان یحیی در اصل اهل تسنن قزوین بودند و به مذهب ناحق متهم بودند. خود یحیی در زندان بود که آنها شبانه فرار کردند. بعضی مانند عبداللطیف زودتر رفتند بعضی مثل این آقا دیرتر. ظاهرا او در دربار (با اینکه جاهایی نشان می‌دهد منشی پادشاه بوده است)- به اندازۀ پسر برادرش که آدم بالاتری بوده و معلم اکبر شاه بوده است- اجازۀ بروز پیدا نمی‌کند.

حتی در نسخه‌ای که داشتم گفته می‌شود اکبرشاه به من گفت یک کار دیگری هم بنویس. به هرحال بخت با این کتاب همراه نبوده است. در این کتاب بیش از چهل شاعر نویافته و غریب ذکر شده که در جای دیگری نیست. نیز شواهد شعری‌ای هست که وجود نداشته است. در بخش تاریخی آن هم ویژگی‌های خیلی ریزی از آن دوره را برایمان بازگو می‌کند که البته در منابع دیگر می‌بینیم. به گمانم این تذکره یکی از تذکره‌های مهم در مطالعات ادبی و تاریخی و بررسی جریانات سنت‌های ادبی و شعری است. سعی کرده‌ام با روش کلاسیک و ممکن این کتاب را تصحیح کنم و ابهاماتش را در درجه اول تشخیص دهم. گاه نسخه‌ها چندان غیرقابل اتکا بود که مطمئن نبودم گفته‌های مصحح باشد. بنابراین به گمان خود کاتب را تصحیح کرده‌ام. امیدوارم مولف را تصحیح نکرده باشم.

 

 

دکتر مولایی: کار تصحیح متن بسیار طاقت فرساست. وسواسی که آقای دکتر برای تصحیح این متن انجام داده‌اند بسیار ستودنی است. نقد در جامعه ما اصولا منفی است. کتاب حاضر گرچه جانب ادبی‌اش بر جانب تاریخی‌اش پیشی گرفته است اما در این دو مقوله صرفا خلاصه نمی‌شود. یک عالم اطلاعات جانبی دیگر را دربرمی‌گیرد که برای پژوهش مفید است.

وقتی تذکره‌ها را مطالعه می‌کنم ‌می‌بینم قطعا هر نویسنده‌ای از نویسندگان پیشین استفاده کرده‌است. گاه عبارت را با نام ماخذ و مولف ذکر می‌کند، گاه به عبارت خود ولی با ذکر مرجع نقل می‌کند، زمانی‌ هم با هیچ‌یک از این دو روش ارجاع داده نمی‌شود.

تذکره‌ها عمدتا دو نوع‌اند: عمومی (از آغاز شعر فارسی شروع می‌شوند و تا روزگار کاتب می‌رسند) که از لحاظ ساختاری هم با دیگر تذکره‌ها متفاوتند. وقتی میدان فعالیت بزرگ شد بنا باید بر ایجاز و اختصار باشد. بنابراین فرصت اینکه جزییات را پیدا کنیم وجود ندارد یا به صورت نادر پیدا می‌شود. در این کتاب شما با تعداد زیادی شاعر برخورد می‌کنید که دانش موسیقی بسیار بالایی دارند. نوازندگان دربار بیشتر همه هندی اند. یکی دو تا خراسانی و غیر هندی اند. اصطلاحات موسیقی آنها را نیز ثبت کرده‌است اما در متن کتاب بیش از ۱۶ یا ۱۷ نفر هستند. به علاوه چند نمونه از گویش قزوینی و خراسانی و اصفهانی در این کتاب هست. نکته دیگری که از نظر نقد ادبی و تاریخ ادبی برای من جالب بود این است که در این کتاب تعداد زیادی از شاعران قرن دهم هستند که منظومه‌های شاعران پیشین را به همان وزن تقلید کرده‌اند. شاعرانی که بیشتر مورد تتبع قرار گرفته‌اند جامی و نظامی گنجوی اند. خواجه عبدالله مروارید خسروشیرین را تتبع کرده است اما آن را به آخر نرسانده است. اما تعداد زیادی از ابیات او را در کتاب خود آورده است و بالاخره این منظومه را یک جوری به عنوان میراث فرهنگی احیا کرده است. ابهری اثر ابن‌عماد را تتبع کرده است. کامی درباره خواجه هدایت مشرف رازی نوشته است در باب گفتن اشعار موافقت تمام دارم و در این وادی سخنان بسیار از او مشهود است. نکته مهم این است که بهترین تک‌بیتی های شاعران دوره در این دوره ثبت شده‌است.

 

دکتر ابویی: از محاسن کتاب نفایس المآثر توصیفی جاندار و زنده از جغرافیای هند است. به گونه‌ای این فضا توصیف شده است انگار شما جلوی تلویزیون نشسته‌اید و یک فیلم مستند جغرافیایی درباره‌ هند می‌بینید. محیط و اقلیم شمال هند را و رشته‌کوه‌هایی را که آن زمان در شمال هند، شرق خراسان و سیستان وجود داشته توضیح می‌دهد و پیوستگی‌ای که این سلسله جبال با هم دارند را بیان می‌کنند و می‌گوید کوه هایی که در حوزۀ خراسان و توس و نیشابور و غرب خراسان است ادامه رشته‌کوه‌هایی است که در کابل و بدخشان وجود دارد. بعد می‌گوید رودخانه‌ها و دریاهای هند از این کوه‌ها سرچشمه می‌گیرد و به نواحی مختلف شبه قاره جاری می‌شود. برخورداری سرزمین‌ها از منابع عظیم آب سبب شده است نفوس انسانی زیادی در این منطقه وسیع حضور داشته باشند. در باره نواحی دیگر هم توضیحات این‌ چنینی فراوان می‌بینیم. مثلا درباره خاستگاه جغرافیایی یزد جزئیات زیادی مطرح شده که در منابع سابق و همزمان خودش کمتر دیده می شود.

به‌لحاظ ساختار و محتوا، می‌توان منابع را در چند قالب کلی دید. منابع و تذکره‌هایی که براساس فهرست الفبایی تنظیم شده‌اند؛ نمونه بارز آن همین تذکره نفایس المآثر است و تذکره الشعرای سمرقندی که از اوایل قرن ۱۱ هجری برایمان باقی مانده است. دسته دوم تذکره هایی است که بر حسب تعلق شاعران به حوزه‌های جغرافیایی مختلف تدوین شده‌است. خلاصه الاشعار کاشانی نمونه‌ای از آن است. همچنین تذکره هفت اقلیم رازی که به همین نحو تنظیم شده است. دیگر تذکره‌ها آن‌هایی اند که بر اساس توجه شاعران به مقاطع و زمان‌های تاریخی به لحاظ تقدم و تاخرشان در روزگاری که آن‌ها زیسته‌اند نوشته شده‌اند. تذکره عرفات العاشقین و عرصات العارفین تقی‌الدین محمد اوحدی حسینی دقاقی بلیانی اصفهانی نمونه شاخص آن است که شعرا را بر اساس نظم الفبایی در سه دسته مقدمین، متوسطین و متاخرین  دسته بندی کرده‌است. آخرین گروه تذکره‌هایی اند که شعرا و اقشار و طبقات اجتماعی را دسته بندی کرده اند. مهم‌ترینشان تحفه سامی سام میرزا و تذکره نصرآبادی است که شعرا را به لحاظ اینکه در کدام طیف اجتماعی قرار می‌گیرند به ترتیب از طبقات ممتاز مثل طبقه سادات، سلاطین و امرا و علما و فضلا و در نهایت پیشه‌وران دسته بندی کرده است. پیش از این نحوه آگاهی از مسایل اجتماعی را بعضا در قالب کتبی چون کتاب امام ناصر اطروش یا کتاب دمشقی شامی مشاهده می‌کنیم. ولی دوره صفویه این امتیاز را دارد که با توجه به نگارش این سنخ از تذکره‌های ادبی این قبیل آگاهی‌های اجتماعی را نیز ازطریق تذکره‌های ادبی می‌توانیم استنباط کنیم. تذکره نفایس المآثر به این نحو به شرح حال شعرا توجه نکرده‌است اما در عین حال شامل جز ئیات و نکات اجتماعی است و شعرایی را معرفی می‌کند که دارای القاب و عناوینی اند که تعلق آنها به یک صنف تجاری را نشان می‌دهد.

بحثِ توجه به مسایل تاریخی از امتیازات کتاب است. بنده در ادامه فرمایش‌های دکتر شفیعیون اضافه می‌کنم این کتاب به خوبی از عهده این مهم برآمده است. مخضوصا ذیل شرح احوال سلاطین و امرایی که به شعر اشتغال داشتند‌ به مناسبت وارد بحث‌های تاریخی می‌شود.

علاءالدوله کامی علاوه بر اشراف به متون ادبی به متون تاریخی نیز توجه خاصی داشته است. ایشان توانسته است تاریخ دولی را که در حوزه زبان و ادب فارسی‌اند هرچند به اجمال اما در عین حال به روشنی تبیین کند. بنابراین، درباره قلمروی عثمانی و حوزه اروپایی آن (منطقه بالکان) یا قلمروی دولت صفوی، قزلباش‌ها، سلاطین صفوی در حوزه ماوراءالنهر و قلمروی شیبانیان و امرای ازبک و نیز حوزه شبه قاره هند اطلاعاتی در اختیارمان می‌گذارد. درباره تاریخچه شکل‌گیری دولت تیموریان هند و تداوم آن نیز اطلاعاتی می‌دهد.

از نکات مهم دیگر ذکری است که از قاضی عیسی صدر قاضی القضات دوره آق‌قویونلو در تبریز شده است. او به جای عنوان قاضی القضات (وقتی می خواهد شغل قاضی عیسی را  در دستگاه حکومتی امرای آق‌قویونلو ذکر کند) آخوند را به کار می‌برد. گرچه این عنوان شایع است.

این کتاب علی رغم تمام مزایایی که دارد به طور طبیعی مختصرتر از آن چیزی است که در این دوره تذکره‌نگاران درباره احوال شعرا می‌آورند.

 

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در سه شنبه, ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱:۲۵ ب.ظ

دیدگاه