نشست علمی بررسی و نقد کتاب «دین زیسته و زندگی روزانه»

نشست علمی بررسی و نقد کتاب «دین زیسته و زندگی روزانه» باحضور مؤلف کتاب جناب آقای دکتر ابراهیم موسی‌پور بشلی (عضو هیئت علمی بنیاد دایره‌المعارف اسلامی)، آقای دکتر عباس احمدوند و جناب آقای جمشید کیان‌فر در مورخه ۲۶ اردیبهشت‌ماه سال ۹۶، ساعت ۱۵- ۱۷ در پژوهشکده تاریخ اسلام  برگزار شد.

کیان‌فر: اگر کسی اهل تفحص و پژوهش باشد، می‌داند در باب چنین موضوعاتی اگر بخواهد تحقیق کند باید صدها جلد کتاب را ببیند و از میان آنها از هر جلد شاید دو سطر را بتواند استخراج و فیش‌برداری کند و بعد با توجه به دامنه و گستردگی موضوع چنین اثری را تألیف کند. از این بابت واقعاً به دکتر موسی‌پور (مولف کتاب) تبریک می‌گویم و بسیار خوشحالم که چنین کاری را انجام دادند ضمن اینکه ایشان سابقه‌ای هم در این زمینه داشته‌اند. با توجه به اینکه پیشتر مقالاتی نیز در این حوزه در دانشنامه نوشته‌اند و گاهی از همان مقالات به‌عنوان منبع در این کتاب استفاده کرده‌اند که بسیار مهم است. وقتی منابع کتاب را نگاه کنید متوجه می‌شوید ایشان چه تعداد منابع را دیده‌اند ولو از هر کدام نیم‌سطر استفاده کرده‌اند، ولی از همان نیم‌سطر هم نگذشته‌ و استفاده کرده‌اند.

به جرأت می‌توان گفت اولین‌بار است که یک پژوهشگر ایرانی به معنای اخصّ کلمه پژوهشی دربارۀ تاریخ‌اجتماعی بر مبنای دین باوری انجام داده‌اند. ضمن اینکه تاریخ‌اجتماعی‌هایی هم که برای ادوار مختلف تاریخی وجود دارد، دست‌کم از تاریخ‌های سیاسی و کرونولوژی و وقایع‌نگاری ندارد؛ یعنی بیشتر اسم آن تاریخ‌اجتماعی است تا اینکه واقعاً تاریخ‌اجتماعی باشد. به جرأت می‌توانم بگویم این کتاب نخستین کتابی است که در این زمینه تألیف و تدوین شده‌ و بسیار مهم است.

نام ویراستار در کتاب نیامده ولی در باب ویراستاری حرف و سخن بسیار است. نثر کتاب روان اما علائم سجاوندی‌ای که به‌کار رفته است خیلی جاها خواندن کتاب را دشوار می‌کند. یعنی سکته‌هایی به‌وجود می‌آورد که خواندن را ثقیل می‌کند یا در عبارت نیم‌سطری سه الی چهار بار کاما به‌کار رفته‌است که هیچ ضرورتی ندارد غیر از دشوارخوانی کتاب. دومین مورد، کاربرد واژه‌ها است. جدانویسی از یک مقطعی وارد تاریخ نوشتاری ما شده‌است، اما بعضی از کلمات اگر تفکیک شود، خوانش آن تغییر می‌کند. مثل اسم خودم که باید جداگانه نوشته شود «کیان‌فر». واژۀ بهروزی را اگر جدا بنویسیم با نیم‌فاصله خوانده می‌شود و معنی آن عوض می‌شود. واژۀ دیگر «پرهیختگی» است که «پرهیز‌کردن، اجتناب‌کردن» معنی می‌شود. ولی دیدم یکجا کلمۀ سواد مقابل آن آمده و متوجه شدم منظور فرهیختگی است.

احمدوند: به پژوهشکدۀ تاریخ اسلام بابت انتشار این کتاب تبریک می‌گویم. به‌سبب آشنایی و همکاری با دکتر موسی‌پور، اگر بخواهیم به‌صورت نظام‌مند این کتاب را ببینیم حتماً باید این کار را کنار بقیۀ آثار ایشان و شخصیت‌ ایشان نگاه کنیم. این موارد مجموعاً کمک می‌کند بتوانیم کتاب را خوب بفهمیم. این کار یکی از زنجیره کارهایی است که ایشان در زمینۀ تاریخ‌اجتماعی انجام داده‌اند.

در این باره، نخست اصطلاح‌شناسی می‌کنم؛ سعی دارم تمام نکاتی که عرض می‌کنم براساس آثار خود ایشان باشد که درواقع تصریح کردم. اگر اصطلاح‌شناسی کنیم هم محدودۀ بحثمان روشن می‌شود هم به گفتمان مشترکی دست می‌یابیم. گفتمان را اگر نحوۀ خاصی از دیدن و پی‌بردن بدانیم می‌توانیم مسیر درست را برویم، اما اگر از تاریخ‌اجتماعی برداشتی پسِ ذهنمان باشد، ممکن است به جاهای دقیقی نرسیم. آقای موسی‌پور تاریخ‌اجتماعی را اینگونه تعریف کرده‌ و گفته‌اند: «دانشی است که در اشکال متنوع روابط اجتماعی در بستر تاریخی مطالعه می‌‌شود و در سه حوزه مورد بحث قرار می‌گیرد: ا) روابط مردم با مردم؛ که شامل اجزای تشکیل‌دهندۀ زندگی روزمرۀ مردم در دوره‌های تاریخی است؛ مانند خوراک، تولید، تغذیه، سلیقه، پوشاک و صنایع؛ ۲) روابط مردم با حکومت؛ یعنی بررسی سازمان‌ها و تشکیلات مرتبط با مردم؛ ۳) رابطۀ مردم با زیست جهان که شامل دو بخش است:  الف) مادی: اجزای زندگی مادی، شهرنشینی و شهرسازی؛ ب) غیرمادی: باورها، آیین‌ها و آداب و رسوم.»

درواقع این کتاب به لحاظ موضوعی متعلق است به بخشی از حوزۀ سوم. ما باید تکلیفمان روشن باشد که از کتاب چه چیزی توقع داریم و نمی‌خواهیم بار تمام موضوعات تاریخ اجتماعی را بکشد. اگر چنین توقعی داریم باید دیگر آثار ایشان را دیده باشیم.

مورد دیگر زندگی روزانه است که متأسفانه با سوء تفاهم‌های زیادی روبه‌رو است. ایشان درواقع زندگی روزانه را اینگونه تعریف کرده‌اند که همۀ فعالیت‌های معطوف به حفظ حیات افراد و گروه‌های انسانی، تولید و تثبیت هویت‌های فردی و جمعی است که در همۀ اینها مفهوم روزانگی در برابر رویدادهای خاص استثنایی و به‌طورکلی روزانه قرار می‌گیرد. درواقع زندگی روزانه را شفاف توضیح داده‌اند. درمورد دین و دین زیسته و دینی که میان مردمان عادی وجود دارد توضیحی می‌دهم و بعد وارد اصطلاح می‌شوم.

هر دین مولفه‌های بنیادینی دارد که اگر مولفه‌ها را از آن بگیریم دین نمی‌شود. اگر مفهوم خدا، پرستش، نهادهای دینی را از آن بگیریم دیگر دین نیست. دین علاوه بر مولفه‌های اصلی‌ای که دارد کارکردی هویت‌بخش هم دارد. یعنی برای پیروانش هویت‌سازی می‌کند؛ چیزی شبیه هویت ملی امروز تا قرن ۱۷ م. هویت مردم بر اساس دینشان بود. کارکرد هویت‌بخش دین همان بخشی است که از سوی مردمان عادی استقبال می‌شود.

تاریخ اجتماعی حیطۀ جدیدی است که تازه با آن آشنا شده‌ایم. ایشان در پژوهش‌های کلی خود بسیاری از آثار غرب را ترجمه کرده و خوانده‌است و از آن مهم‌تر این تئوری‌های خوانده شده را به‌کار بسته است. گام بعدی این است که دیدگاه‌هایی را ابداع کنند که مال خودشان است. ویژگی دیگر ایشان دردمندی و راه علاج است برای برون رفت از عوام زدگی. نکتۀ دیگر تسلط مولف بر بحث و روش‌های تاریخ اجتماعی است و مهم‌ترین رکن آن تصمیم است. موضوع بعدی به نظر من فصل‌بندی کتاب است که باید تغییر کند. چینش فعلی منطقش کمی ضعیف است. وقتی کسی این کتاب را بخواند تصوری که برایش به وجود می‌آید این است که تشیع یک گرایش مذهبی عوامانه است. خوب بود شصت صفحه نوشته می‌شد که درواقع تشیع در مقام «باید»، چه ویژگی‌ها و چه شرایطی دارد؟ نکتۀ بعدی که رویکرد خاص من است این است که تاریخ‌اجتماعی در مقام توصیف باقی می‌ماند. تاریخ‌اجتماعی هیچ وقت سراغ چرایی‌ها و چگونگی‌ها نمی‌رود. آقای موسی‌پور در ذهن نوپاهایی مثل من کژفهمی ایجاد می‌کند.

اگر بخواهیم نگرش جدیدی نسبت به دورۀ صفویه و قاجار پیدا کنیم باید این کتاب را بخوانیم. از این رو، به پژوهشکدۀ تاریخ اسلام تبریک می‌گویم که ریسک کرده و این کتاب را چاپ کرده‌ چون این کتاب از لون دیگری است و کاری بسیار سنگین و پرفشار است. ممکن است از این کار حجیم و سنگین خطاهایی برآید که علت آن زیاد بودن داده‌ها است.

کیان‌فر: کتاب فوق‌العاده خوبی و پژوهشی است. ما سابقۀ پژوهش در این زمینه نداریم. وقتی کل تاریخ‌اجتماعی‌های موجود را بررسی می‌کنیم، کم از تاریخ سیاسی ندارد. نویسنده اگر اجتماعی را بررسی کرده، اجتماع دربار و رجال و شخصیت‌ها را بررسی کرده و از عامۀ مردم در کتاب سخنی نگفته‌‌است. مهم‌ترین منابع دکتر موسی‌پور سفرنامه‌ها و خاطرات بوده‌است. نظر من این است که دکتر موسی‌پور خیلی سمت توصیف نرفته و کتاب آمیزه‌ای است از توصیف و تحلیل. اگر داده نداشته باشیم چگونه می‌خواهیم تحلیل کنیم؟ آقای موسی‌پور همزمان با دادن اطلاعات به تجزیه و تحلیل هم پرداخته که یکی از نکات مثبت کتاب است. نکتۀ دیگر اینکه عنوان کتاب بسیار امروزی و ثقیل است و چندان گویا نیست چه چیزی را می‌خواهد بگوید دین زیسته و زندگی روزانه! یعنی حتماً باید پنجاه درصد کتاب را خواند تا فهمید چرا این عنوان برای کتاب انتخاب شده‌است.

موسی‌پور بشلی: خیلی خوشحال می‌شوم وقتی می‌بینم صاحب‌نظران این کتاب را با دقت و نهایت دلسوزی خوانده‌اند. خیلی در مقام پاسخگویی به نقدهای دوستان برنمی‌آیم. طبیعی است که این کار برای اولین‌بار صورت گرفته‌است و اشکالاتی دارد. سختی اول کار این بود که باید مسیر را از لحاظ روش‌شناختی بررسی می‌کردیم و روی جاده‌ای که خودمان می‌ساختیم راه می‌رفتیم. از سال ۸۳ به فکر افتادم مجموعه‌ای درست کنم و با آن راه را شروع کنم تا اینکه در سال ۹۰ کتاب به‌عنوان اولین کار تألیفی در این زمینه نوشته شد. حدود هفت‌هشت سال وقت صرف روش‌شناختی اثر شد و بخشی از مطالعات روش‌شناختی در قالب چهار پروژه در «سمت» منتشر شد که تقریباً معادل هزار صفحه بود. دو کار دیگر هم هست که هنوز منتشر نشده‌است. کاری که مقدمات آن چهار‌پنج جلد کتاب را شامل می‌شود قاعدتاً باید کاری باشد که بتوان از آن دفاع کرد. با این حال اتفاقی افتاد که باید از آن دفاع کرد. سال ۹۳ که کتاب تمام شد درسی در دورۀ دکتری دانشگاه قزوین درس می‌دادم به نام «مبانی تاریخ‌اجتماعی».  بعضی از دانشجویان میان مباحث درسی از من می‌پرسیدند این حرف‌هایی که می‌زنید در متن کتاب نیامده‌است. کاملاً درست بود. چون زمان می‌گذرد و دانش اجتماعی هم با سرعت زیادی تغییر می‌کند. اگر کسی بخواهد به‌روز باشد و به‌روز مطالعه کند اگر کتاب را همین الان به چاپخانه بدهد ممکن است ده روز بعد مقاله‌ای بخواند یا شش ماه بعد کتابی بخواند که سبب شود این متدی را که بر اساسش کار کرده‌است تغییر دهد. اگر چنین کتاب‌هایی دیر چاپ شوند ممکن است بیات شوند. ازلحاظ روش‌شناسی بلافاصله بعد از نوشتن کتاب باید خوانده شود. بعد از نوشتن تا زمان چاپ  کتاب، یک تک‌نگاری‌هایی نوشته شد که ممکن است کسی سال ۹۵یا ۹۶ این کتاب را بخواند فکر کند که چرا این کتاب به فلان مقاله ارجاع نداده‌ یا چرا فلان تک‌نگاری را ندیده‌است؟ دلیلش این است که ما قبل‌تر این کتاب را نوشته و به پژوهشکده سپرده بودیم چاپ شود. انظباط سختی دربارۀ انتخاب خبرها رعایت شده علت آن هم این است که دربارۀ مردم عادی باشد.

دربارۀ ویرایش کتاب نظرم به آقای کیانفر نزدیک است. آقای مهربانی کار را ویرایش کرد. در لغت‌نامه‌ها «فرهیخته» و «پرهیخته» گویه‌های یک کلمه و کاملاً سلیقه‌ای هستند.

دربارۀ فصل‌بندی، توضیح دادم که چرا این شکل از مقوله بندی انتخاب شده‌است. این کار بررسی و نقدی است روی مدل‌هایی که غربی ها کار کرده‌اند.

تاریخ‌اجتماعی یک نوع مقولۀ پیشا پارادایمی است. باید اطلاعات را جمع کنید و در آن زندگی کنید و بعد ببینید که اطلاعات باید چگونه دسته‌بندی شوند. این مقوله‌بندی بعد از مطالعه صورت می‌گیرد. سخت است بر‌اساس اسلوبی از پیش تعیین‌شده این کار را انجام بدهیم. مهم‌ترین ایرادی که بر کتاب می‌دیدم که ممکن بود این متن را وزارت ارشاد نخواهد منتشر کند سوء تفاهمی است که صورت متن ممکن بود پیش بیاورد. اگر می‌خواستم به خاطرات شفاهی علما اکتفا کنم بعداً بیچاره می‌شدم. با اینکه این کار اقتضا می‌کرد به ادبیات شفاهی رجوع کنم این ریسک را نکردم. بنابراین جز چند تذکری که از بعضی دوستان نقل قول شده هیچ‌جا به مطالب ثبت نشده و چاپ نشده ارجاع ندادم که دردسر نشود.

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در دوشنبه, ۰۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۰۹ ق.ظ

دیدگاه