نشست علمی گروه جغرافیای تاریخی با عنوان «نقشه ها و اطلس های تاریخی»

 

روز چهارشنبه مورخ ۹۵/۱۲/۱۰ در محل پژوهشکده تاریخ اسلام نشست علمی گروه جغرافیای تاریخی با عنوان «نقشه ها و اطلس های تاریخی» با حضور آقای مهندس محمدرضا سحاب (نقشه‌نگار، کارتوگراف و پژوهشگر ایرانی) برگزار شد.

 

 

 

دکتر رهنمایی (مدیر گروه جغرافیای تاریخی پژوهشکده تاریخ اسلام): امروز موضوع بحث ما در مورد نقشه و اطلس های تاریخی است. من به دو نکته کوتاه می خواهم در ابتدا اشاره کنم نکته اول موسسه سحاب است که در کشور ما  اگر به درستی قضاوت شود، میراث ملی و تاریخی است. برای اینکه نزدیک به هشتاد سال است که یک موسسه بخش خصوصی در کشور خود را با مقوله نقشه، تولید نقشه، نقشه کشی و جمع آوری نقشه مشغول کرده است. در ایران کمتر موسسه ای هست که دو نسل بیشتر دوام بیاورد. برای اینکه علایق و سلایق عوض می شود، ولی در موسسه سحاب تقریبا الان چهارمین نسل است که سعی می کند این موسسه را سرپا نگه دارد و کاری را که هشتاد سال پیش آغاز شده است را ادامه دهد.

ما ایرانی ها اصولا با نقشه و کارکردن با نقشه خیلی بیگانه ایم و اغلب بر حافظه خود یا بعضی از تصوراتی که داریم تکیه می کنیم. ولی خوب، نقشه کاربردهای خیلی زیادی دارد که روی آن نمی خواهم تاکید کنیم و گریزی به نکته دوم می زنم.

وقتی صحبت از نقشه می کنیم، باز باید از دو منظر به نقشه نگاه کنیم.

یک بار نقشه به عنوان وسیله و ابزاری برای انتقال موضوع است و در حقیقت تصویر گویا شده پدیده هاست.  تاکید می کنم تصویر گویا شده پدیده ها. همه نقشه ها را نباید اینطور تلقی کرد که مثلا محل و اسامی آبادیها و شهرها و رودخانه ها را نشان می دهد. نقشه دارای بخشی است مجزا  به نام نقشه های موضوعی که این نقشه ها می توانند اطلاعات موجود و اطلاعات نوشته ای را مانند ارقام و اعداد که خود بخود قدرت بیان ندارند در جدول بیاورند و باید بگردیم ببینیم کدام بیشتر و کدام کمتر است. اما وقتی این اطلاعات تبدیل به نقشه های موضوعی می شوند، یافتن این اطلاعات در مدت زمان کمتر میسر می شود.

همانطور که عرض کردم، یک نقشه موضوعی به اندازه ۵۰ تا ۶۰ صفحه مطلب را می تواند منتقل کند. من تجربه جالبی در این زمینه داشته ام و با اقتصاددانی سرشناس که در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کارهای بسیار مهمی انجام داده ارتباط داشتم و  ایشان یک سری اطلاعات و جداول را در اختیار من قرار داده بود و البته تا آن زمان از نقشه های موضوعی اطلاعی نداشت و من این را به نقشه موضوعی تبدیل کردم و بعد از مشاهده نتیجه کار من ایشان هیجان زده شد و از آن به بعد طراحی نقشه را در کارهایش الگو قرار دارد.

اما نقشه جدای از پیامی که می رساند در عین حال دارای پشتوانه ای علمی نیز هست. این علم در طول تاریخ بشر تکامل پیدا کرده یعنی از آن خط ابتدایی که کشیده است و ما آن را امروزه کروکی می نامیم، تا به جایی رسیده که الان تکنیک آن بر اساس عکس های ماهواره ای و سیستم خطی است که در تجهیزات فنی ایجاد شده است. شما اگر عکسی ماهواره‌ای به دستگاه دهید، از آن طرف برای شما نقشه های آماده با همه اطلاعات  انجام شده ارائه می دهد.

مهندس سحاب: ما در موسسه جغرافیایی سحاب فقط افتخار خدمت گزاری به مملکت را داریم و توقعی نداریم و مرحوم پدرم بر این باور بود که این موسسه را باید برای این مملکت حفظ کنیم و ادامه دهیم. ان شاء الله مثل موسسات کشورهای دیگر مانند آلمان یا انگلیس که عمری به اندازه دویست یا سیصد سال دارند، بتواند پرتوان به فعالیت خود ادامه دهد.

صحبت امروز ما در مورد نقشه های تاریخی است که در حوزه نقشه های موضوعی قرار می گیرد ما نقشه های زیادی داریم. همانطور که جناب دکتر رهنمایی فرمودند، مثل نقشه های کشاورزی تا جمعیت، یا اطلس های ملی که حتی میزان جرم و جنایت و فقر را می توان نمایش داد و زبان نقشه کمک می کند که این اطلاعات بسیار سریع و فشرده به دست مخاطب برسد. من به یاد می آورم دانشجوی سال اول بودم در دانشگاه ملی یا شهید بهشتی امروزی، آقایی به نام پروفسور «ساندو رادو»  از مجارستان در سال های ۴۵ یا ۴۶ که «کنفرانس بین المللی کارتوگرافی» در تهران تشکیل شده بود و ایشان مثال جالبی زد گفت: فرق نقشه با آمار مثل فرق روزنامه با تلویزیون است. شما وقتی اخبار روزنامه را می خواهید باید بگردید، صفحات مختلف را ببینید تا به مطلب برسید. اما تلویزیون دارای این مزیت است که همه اخبار را با هم به شما ارائه می کند. نقشه دارای این مزیت هست که می توان ازآن به سرعت اطلاعات را دریافت کرد. اطلاعات نقشه خیلی در مسایل اقتصادی اجتماعی می تواند یاری کننده باشد. ایشان می گفت ما در وزارت کشاورزی مجارستان آمار را می گیریم روی نقشه می آوریم و به وزیر اعلام می کنیم و میزان محصول را براساس پیش بینی وضع هوا و مسائل دیگر در سال زراعی آینده  اعلام می کنیم و  اینکه محصول چه مقدار خواهد بود و روی نقشه پیاده می کنیم و بعد از برداشت محصول نقشه دیگری تهیه می‏کنیم و دوباره به وزیر ارائه می دهیم  و دولت روی این نقشه ها برنامه ریزی می کند.

اصلاً ما ایرانیان در آن زمان چیزی به این عنوان نداشتیم و الان هم نداریم. من و پسرم روی نقشه اقتصادی ایران، کار کرده ایم و اطلاعات پراکنده ای تهیه کرده ایم که بتوانیم نقشه صنایع و معادن ایران را طرحی تهیه کنیم، ولی از صحت اطلاعات آن مطمئن نیستیم.

از اینجا وارد عرایض خود می شوم، اما در ابتدا باید مقدمه ای عرض کنم. ما در دوره اسلامی در مورد نقشه‌نگاری و کارتوگرافی چهار مرحله داریم که اول ترجمه نقشه ها از نقشه های یونانی و بطلمیوسی است و بعد ابوموسی خوارزمی در دوره عباسی که مامون همه دانشمندان و جغرافی‌دانان را جمع کرده بودند و درخواست طرح نقشه‏ای از جهان را کرد و این اولین نقشه ای است که توسط جغرافی‌دادنان ایرانی تهیه شده زیرنظر ابوموسی خوارزمی و کاملا متفاوت با نقشه های بطلمیوسی است. نقشه ای است که مستدیر است و ربع مسکون را نشان می دهد و آن مساله ای که یونانیان زمین را قرصی می دانستند در فضا که فرشته ها در حال دمیدن به آن بودند را کاملاً منتفی می کند.

یک دوره فترت داریم که از زمان صفویه به بعد، یعنی آخرین جغرافیدان در دوره صفوی به نام صادق اصفهانی که نقشه های مختلفی را تهیه کرده و نقشه جهان و نقشه های متعدد دارد و بنده قبلاً تصور می‏کردم در دربار شاه عباس بوده اما در واقع در دربار مغولان هند می زیسته است. در صورتی که از سده دوم هجری جغرافیدانان ایرانی و مسلمان شروع  به کار کردند و در دوره قرون وسطی ما سرآمد نقشه نگاری جهان بوده ایم و اروپایی های قرون وسطی جهان را دایره ای تصور می کردند با خطی در وسط که یک طرف آن را بهشت و طرف دیگر را جهنم تصور می کردند و اگر کسی در دوره استیلای کلیسا غیر از این بیان می کرد به مجازات گرفتار می شد (نقشه‏های T-O).

متاسفانه در دوره رنسانس اروپاییان علوم ما را دریافت کرده، تکامل بخشیدند و توسعه دادند و ما هرچه داشتیم به فراموشی سپردیم و بعدها وامدار آنها شدیم و ما در دوره مدرن که بعد از دوره رنسانس آمد نقشه دقیقی از کشورهای خود نداشتیم و انگلیسی ها، روسها و یک سری جهانگردها که به ایران آمدند برای ما نقشه تهیه کردند. بعد از آن مساله جنگهای ایران و روس و قراردهای ترکمانچای و گلستان (که چند روز قبل سالگرد ترکمانچای بود) پیش آمد، متوجه شدند که نقشه در مسایل نظامی خیلی مهم است و عباس میرزا و قائم مقام فرهانی از گروه گاردان کمک گرفتند و « تره زل» به آنها نقشه نگاری آموخت و نقشه ای از تبریز موجود داریم که « تره زل» تهیه کرده و بعد از آن عباس میرزا از اروپائیان یاری خواست و چند نفری را نیز به اروپا اعزام کردند، اما تا تاسیس دارالفنون کار به جایی نرسید.

دارالفنون اولین مرکزی بود که بعد از دوره فترت با فاصله زمانی در حدود دویست و اندی  سال، دومرتبه مساله نقشه نگاری یا کارتوگرافی در کشور ما را تجدید حیات کرد و ما اولین نقشه شهر تهران را بعد از نقشه ای که روسها تهیه کرده بودند، توسط دانش آموزان مدرسه دارالفنون زیرنظر استادشان آگوست کرشیش با زحمت بسیار و بصورت قدم شمار  تهران را اندازه گرفتند و اولین نقشه تهران را طراحی کردند.

حالا ما در مورد نقشه های تاریخی که خود یک گروه از نقشه های موضوعی است، چهار تقسیم بندی را انجام داده ایم که می توان تقسیم های بندی های بیشتری را نیز انجام داد. یکی نقشه های تاریخی موضوعی است. یکی اطلس های تاریخی موضوعی است. بعد از آن  نقشه ها و اطلس های تاریخی کهن است که اینها نقشه هایی نیست که امروز تهیه شده باشند، پانصد سال قبل تهیه شده اما الان ارزش بررسی به لحاظ باستان شناسی و حدود و ثغور کشورها را دارند و بعد نمودارها و سایر اسناد جغرافیایی تاریخی.

در مورد نقشه های تاریخی موضوعی خدمت تان عرض کنم مثلا این نقشه مملکت ایران در زمان هخامنشیان را نشان می دهد. گستره ایران از رود سند تا لیبی از شمال تا دریاچه آرال و از جنوب تا خلیج فارس و جزیره العرب کشیده شده که این به اصطلاح قلمرو ایران بوده و سیستم حکومتی فدرالی داشته با ۲۲ ساتراپی که به خوبی اداره می شده و این گستره عظیم دارای « راه شاهی» بوده و « چاپار» نامه ها را می رسانده است و اسب ها یا چاپارها طبق ضوابط خاصی تعویض می شده  و در حال تحویل پست بوده و یک سیستم پیشرفته در ۲۵۰۰ سال قبل در این کشور فقط برای پست داشتیم. اما همین سیستم در دوران قاجار پسرفت بسیار شدیدی داشته و ناگزیر شدیم مستشار از غرب بیاوریم و « اشتال‏خان» را به عنوان رئیس پست انتخاب کنیم که ایشان نقشه های خوبی طراحی کرده است.   متاسفانه ما نقشه ای از ایران قبل اسلام به صورت نقشه کهن نداریم و این اطلاعاتی که الان روی نقشه آمده حاصل مطالعه چند صد صفحه کتابهای مختلف است که اطلاعات آن با هم هماهنگ نیست و حاصل آن یک برگ نقشه شده است.  عرض کنم چند نمونه از نقشه های تاریخی که در موسسه سحاب تهیه شده را به عنوان نمونه نشان خواهم داد که شامل چند نقشه اصلی و چند نقشه فرعی است مثلا شاهنامه فردوسی و ارتباط با نقشه اولین مبحثی است که عرض می کنم.

 

سوال: دریای مغرب کجاست؟

مدیترانه را بحر المتوسط و دریای مغرب هم می گویند. این کاری است که پدر من در سال ۱۳۴۰ انجام داده و ایشان از سال ۱۳۴۰ تا حدود۱۳۷۰ یعنی چیزی نزدیک به سی سال روی نقشه های تاریخی با آقای عسکری و دیگر همکاران کار می کرده اند و از استاد باستانی پاریزی نیز کمک می گرفته اند و جالب است که این نقشه ها به عنوان نقشه های اولیه تهیه شده اند که حتی پروفسوری از ارمنستان به ایران آمد و در مورد نقشه ساسانیان می‏گفت قبول نداریم ارمنستان در این محدوده نیست و ارمنستان گسترده تر بوده. البته اینها قابل اصلاح است. الان در دوره جدید حدود ده سال است که روی کامپیوتر کار می کنیم ما بیشتر وقت می گذاریم که یک کار رنگی و زیبا ارائه دهیم.

سوال: قلمرو ایران در زمان هخامنشیان تا کجا بوده؟

از مشرق رود سند و از شمال تا دریاچه آرال متعلق به ایران بود و خوارزم تاجیکستان و ازبکستان را در بر می گرفت. ببینید این مرز ایران است از سمت شمال و از این طرف همه قفقاز شمالی و جنوبی جزء ایران بوده و از مغرب دریای سیاه و آناتولی تا دریای اژه مرز ما بوده، یعنی ما با یونانی ها درگیری مرزی داشتیم و هر از گاهی ما و گاهی آنها پیروز می شدند تا اینکه اسکندر کار را یکسره کرد.

عرض کنم از این طرف آناتولی که همه مرز غربی ماست تا دریای مغرب و شمال افریقا و لیبی و مصر و شمال جزیره العرب و فلسطین و شامات که همه جز ایران بوده کشیده شده و رود سند که مرز ایران و هند بوده. گاهی جابجا می شده تا زمان انگلیسی ها در زمان قاجارکه بلوچستان را از ایران جدا کردند وگرنه بلوچستان و تمامی پاکستان و افغانستان جزء خاک ایران بوده است. اما هخامنشیان سیستمی برقرار کرده بودند که از لحاظ داخلی ساتراپ ها دارای شاهی هستند و کورش و داریوش را شاه شاهان یا شاهنشاه می دانستند و اینچنین مملکت اداره می شد و روشی است که امروز خیلی از کشورها سیستم فدرالی را پیاده می کنند و موفق هستند. در این نقشه برای دریاها همه اسامی آنها در طول تاریخ آمده است مثلا برای دریای عمان اریتره نیز آمده است.

ما درحال کار کردن روی دوره ماد هستیم و حتی قبل از دوره ماد این کار چنانکه شما می دانید بسیار دشوار است، چرا که باید هزاران صفحه کتاب را ورق زد و مطالعه کرد. اینها با هم اختلاف دارند و باید در ترازوی سنجش و صحت قرار داده شوند. البته این نقشه ها سیاه و سفید است و بعدها نقشه رنگی بسیار زیبا و مشخص خواهد شد. شما می توانید روی نقشه های تمدن ها کار کنید یا برای دوره هخامنشی یک اطلس طراحی کنید از آثار زیادی که باقی مانده، آثاری که کشف شده و در موزه ها هست، آثاری که از مملکت خارج شده است. در مورد خود تخت جمشید و اخیراً بارندگی شدید منطقه، یکی تعریف می‏کرد که همه جا را آب برد، اما از کانال های زیر زمینی تخت جمشید آب ها خارج شد و سازه ها آسیبی ندید.

آقای دکتر رهنمائی :

در نقشه هایی که شما نمایش می دهید،  اصطلاحی است به نام هارتلند اگر بتوانیم در هر دوره ای هارتلند ایران را روی نقشه مشخص کنیم، طبیعتا با تغییرات ژئوپولیتیک ایران در طول تاریخ ارتباط پیدا می کند و یکی از علل دوام و پایداری ایران در موضع قدرت همین هارتلند ایران است.  هارتلند ایران پیوسته جابجا شده و بسیار جای کار دارد. سی و یک بار در کشور ما تعویض پایتخت داریم و این تعویض‌ها، هارتلند را جابجا کرده است…

 

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در دوشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۳۲ ب.ظ

دیدگاه