گزارش نشست تخصصی شناخت شهر ایرانی،اسلامی / اصفهان از منظر جغرافیای تاریخی

گروه جغرافیای تاریخی پژوهشکده تاریخ اسلام در تاریخ ۲۶/۰۲/۹۵ نشستی با موضوع شناخت شهر ایرانی- اسلامی اصفهان از منظر جغرافیای تاریخی، با حضور آقای دکتر شفقی(عضو هیئت علمی پژوهشگاه شاخص پژوه، دانشگاه اصفهان – گروه جغرافی) برگزار کرد.
در ابتدا دکتر رهنمایی به معرفی دکتر سیروس شفقی پرداختند و فرمودند: آقای دکتر شفقی بنیانگذار رشته جغرافیای تاریخی در دانشگاه اصفهان هستند ایشان از همان زمان شروع کار در دانشگاه اصفهان در گسترش دانش جغرافیا (گرایش جغرافیای شهری) و مسائل شهرشناسی را شروع کردند. من ایشان را از زمان دانشجوییام میشناسم، زمانی که تازه از آلمان تشریف آورده بودند و نماینده مکتب جغرافیایی آلمان در اصفهان بودند. عرض کنم که آقای دکتر شفقی تألیفات زیادی دارند. امروز در دانشگاه اصفهان ایشان نه فقط به عنوان یک جغرافیدان بلکه به عنوان یک اصفهان شناس بیشتر شناخته میشوند. برای اینکه کارهایی که در مورد اصفهان انجام دادهاند، از ابعاد مختلف، ضمن برخورداری از یک متدولوژی علمی در تألیف کتابها، تقریبا میتوان گفت که کارهای استاندارد نزدیک به اصفهان را انجام دادهاند. موضوع بحث هم یکی از بحث های بسیار مهم درباره مسائل شهرشناسی ایران است با عنوان “اصفهان به عنوان یک شهر ایرانی-اسلامی از منظر جغرافیای تاریخی”. شاید اصفهان (شاید نه بلکه حتما اصفهان) بهترین نمونه است در این زمینه. برای اینکه هم در دوران پیش از اسلام شهری بوده که برای خودش موجودیت داشته و هم در دوران بعد از اسلام تبلور تمدن شهرنشینی، در حقیقت این شهر صورت گرفته و به صورت نگینی درآمده است. شما میدانید که بعدها تیمور سعی کرد که الگوی اصفهان را در سمرقند پیاده کند که راجستان از آن به وجود آمد. ولی راجستان کجا و اصفهان کجا!
دکتر شفقی در ابتدای بحث اظهار داشتند که ما در گذشتة حتی خیلی نزدیک به عظمت و اهمیت جغرافیای تاریخی اصلا توجه نداشتیم، نمیدانستیم که چی هست؟ واقعا یک موضوع بسیار مهم است و اساس و بنیاد یک جغرافی اصطلاحا باید با جغرافیای تاریخی شروع شود.
در این اواخر (یعنی در حدود ۳ دههی اخیر) جغرافیدانان شهری به دو دسته تقسیم شدند:
گروهی طرفدار این بودند که شهر اسلامی اصلا وجود خارجی ندارد و فاقد معنا است.
گروهی دیگر معتقدند نه یک افتراق و فرق بزرگ بین شهر اسلامی و شهر غربی و شهر چینی یا هندی یا آمریکایی وجود دارد، که این باید مورد بررسی دقیق قرار بگیرد.
از جمله افرادی که پرچمدار مخالفت با عنوان شهر اسلامی بود و میگفت که شهر اسلامی وجود ندارد، یک دانشمند فرانسوی که هنوز هم زنده است،”ژاویه پلانهول” معتقد است که شهرهای اسلامی در هر کجا به وجود آمده، تداوم شهرسازی فرهنگ قبلی بوده. اما این به چه معناست؟ می دانید اسلام که به ایران آمد به این سادگی شهرها تغییر و تحول پیدا نکرد بلکه به زمان احتیاج داشت. حداقل دو قرن اول هیچ حرکت مهمی صورت نگرفته . در حقیقت قرن سوم و چهارم بود که آرام آرام شهرها بوی اسلامی برای خودش گرفته است یا مثلا میدانید که زمان صدر اسلام هم جنگها و حملات بزرگی از طریق سپاهیان اسلام به کشورهای مختلف میشده، این اصلا مد نظر جامعه اسلامی آن روز بود که دو کشور خیلی مهم (از نظر مسلمین آن زمان) را فتح کنند. این دو کشور و امپراتوری بزرگ ایران و روم بودند و بالاخره موفق هم شدند. حتی به هند هم رفتند و یک موفقیت بزرگ جنگی و ایدئولوژی به وجود آمد. مثلا در خود ایران آن موقع طبقات اجتماعی خیلی روشن بود. یک گروه خیلی ثروتمند و یک گروه فقیر به نام دهقانان که معمولا سربازها از میان آنها انتخاب میشدند.
من نظر خود را در مورد فرقی که بین شهر اسلامی و شهر غربی دارد به صورت کوتاه برای شما بازگو خواهم کرد.

یکی اینکه در شهرهای اسلامی ما یک مرکز اقتصادی داریم به نام بازار که مسقف و سازگار با اقلیم و محیط
دومین چیزی که به ذهنمان رسید، پیدایش محلات در دوران اسلامی است. محله با آن ویژگی که ما در شهرهای اسلامی داریم، در هیچ فرهنگ اسلامی وجود ندارد. بعضیها معتقدند که این محلات بعدا تدوین و پیدا شدهاند اما من معتقدم نه.
مثلا ما در اصفهان از حدود نیم قرن قبل گام به گام گشتیم و توانستیم حدود ۵۷ محله پیدا کنیم. مرزش را هم تعیین کردیم. با یک فرد علاقه مند به نام آقای عباس بهشتیان که اصفهان را وجب به وجب میشناختند. ایشان ۸ ماه وقتشان را در اختیار من و یکی از دانشجویان ما (دکتر داوودی) که به تازگی هم فوت کردن، قرار دادند. گفتند (آقای بهشتیان): من در اختیار شما هستم که مرز محلات شهر اصفهان را معین کنیم. ما اینها را معین کردیم بعد یواش یواش دیدیم که جالبه، این محلات خصوصیاتی دارند که در هیچ فرهنگ شهرنشینی دنیا نیست. برای اینکه هر محله حداقل یک مسجد دارد. البته محلاتی که بزرگ هستن و جمعیت زیادی دارن ممکن است حداقل دو، سه، چهار یا پنج مسجد ممکن است داشته باشند ولی یک مسجد حتمی است و کنارش هم یک حمام و یک بازارچه برای تامین نیازمندیهای روزانه هست. خوب کدام ساختار شهری در دنیا داریم که این خصوصیات شهری را داشته باشد؟ مخصوصا در شهرهای غربی؟ چون من در آلمان تحصیل کردهام، حداقل آلمان، فرانسه و انگلستان را بارها رفتهام و رابطه داشتهام اما چنین مواردی را مشاهده نکردهام. اینها حداقل برای هر محله یک مسجد داشتهاند ولی شما آنجا میبینید که فلان محله یک کلیسا داره و تعداد آن نسبت به مساجد خیلی کم است و مراکز خرید و حمام که اصلا وجود ندارد. میدانید در آیین اسلام پاکیزگی و غسل و…. وجود دارد به همین دلیل در کنار هر مسجد حمام هم وجود دارد که الان به عنوان مراکز گردشگری و آثار تاریخی حائز اهمیت است. زیباترین حمامهای دنیای جهان اسلام را شما میتوانید در اصفهان ببینید.
نکته دیگری که در شهرهای اسلامی مطرح است، رشد ارگانیک شهرهاست. یک گروهی که از یک منطقه میآمدند و برای خودشان یک محله درست میکردند و کوشش میکردند که این محل زندگیشان را بر پایه دفاع بسازند. کوچههای پرپیچ و خم تنگ و باریک. چون اون موقع کوچهها هم تنگ بود، حداقل اینها اینهایی که عرض زیادی داشت، برای چهارپایان میساختند نه برای این چهار چرخههایی که امروز تمام شهرها را تقریبا گرفته. اما این کوچههای تنگ و باریک یک معنای دفاعی داشته است. حتی ما در اصفهان یک محلهای داریم، به نام جوباره. انجا یک محله کوچکتری هست به نام ۱۱ پیچ معروف است. یعنی کوچهای که ۱۱ پیچ دارد. نکته دیگر که ما به عنوان شاخص مهم شهرهای اسلامی مرح کردیم مسئله موقوفات است. ببینید موقوفات در تمام ادیان وجود دارد بهترین نمونه آن در آیین زرتشت. اگر شما به تفت بروید میگویند این باغات انار و انگور وقف این آتشکده زرتشتیان مقیم یزد است. تمام ادیان کم و بیش مسئله موقوفه را دارند اما نه مثل دین مبین اسلام که جنبهی همگانی داشته باشد. شما وقتی به یک کشور میروید ممکن است ببینید که نوشته وزارت موقوفات. ما اینجا برای موقوفات وزارتخانه نداریم اما سازمان داریم (سازمان موقوفات کشور). ولی در بعضی کشورهای عربی اصلا وزارتخانه است.
میدانید که ما در دنیا دو تا سه شهر اسلامی دست نخورده داریم. این شهرهای به اصطلاح دست نخورده یکی فاس(فِس) در مراکش است دومین شهری که شهرشناسان بر آن متکی هستند شهر خیوه است. خیوه هم یکی از شهرهای کوچک ولی دست نخورده است. سومین شهر که از نظر فرهنگی خیلی زبانزد تمام دنیا و شهرسازان میباشد، اصفهان است. اصفهان یک شهر اسلامی خیلی کامل با تمام خصوصیاتی که ما برای شهر اسلامی میشماریم، در حقیقت دارد. ساکنین یک شهر هم بسیار مهم است. ساکنین شهر اسلامی، اندیشه اسلامی دارند. طبق عقیده من خیلی خیلی مهم است، اینکه در شهر اسلامی انسانها را هم باید در نظر گرفت و بدانیم که چه کسانی در اینجا زندگی میکنند. یک نکته در اینجا گفتنی است و آن این است که ما با ادیان مختلف سروکار دارشتیم، ولی مسلمین نسبت به پیروان سایر ادیان تسامح دارند. مثلا ما در شهر خودمان میبینیم که یک محله یهودینشین یک کنیسه برپا کردهاند، بغل دست آن هم مسجد است، یک کمی آن طرفتر هم یک کلیسا و آتشکده زرتشتی است. این تفاهم است. چنین کاری در کشورهای غربی کم است، اصلا وجود ندارد که اینقدر گذشت داشته باشند که مثلا بگویند من مسیحیام، یک یهودی یا مسلمان هم بیاید اینجا زندگی کند. چنین چیزی در دنیا خیلی کم است. مسلمین مقدار زیادی گذشت دارند مخصوصا ایرانیها. ایرانی مردمان نجیبی هستند در مقام مقایسه با ملتهای دیگر. تمام ادیان را به راحتی طبق قوانین دینمان پذیرفتند.

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در یکشنبه, 14 آگوست 2016 ساعت 6:41 ب.ظ

دیدگاه