گزارش همایش« مناسبت فکری و فرهنگی ایران و عثمانی» ۲۴ دی ماه ۱۳۹۴

همایش «مناسبت فکری و فرهنگی ایران و عثمانی» به همت گروه جریان‌های فکری پژوهشکده تاریخ اسلام در روز پنج‌شنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۴ در محل پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد. این همایش در گام نخست تعاملات و پیوندهای فکری جامعه ایران و عثمانی را در عصر متقدم(قرون ۷ تا ۱۲ ه.ق) مورد توجه قرار داد و محملی برای هم‌اندیشی در این حوزه برای اندیشمندان فرزانه ایجاد کرد تا گامی نه چندان کوچک در مسیر توسعه و بسط مطالعات ایران و عثمانی بردارد.

در ابتدای همایش نصرالله صالحی دبیر علمی همایش ضمن عرض سلام و خیر مقدم عنوان کرد: همایش ایران و عثمانی به همراه اعضای کمیته علمی از سال ۱۳۹۳ پایه‌ریزی شد و بنا شد تا پژوهشکده تاریخ اسلام سه نشست یا همایش در حوزه ایران و عثمانی برگزار کند که شامل دوره متقدم، دوره متاخر و دوره جدید یا جمهوریت است. نشست‌های همایش امروز به دوره متقدم مربوط می‌شود. پس از برنامه‌ریزی و انتشار فراخوان حدود ۳۵ مقاله به دست کمیته داوری رسید. از این تعداد، متأسفانه تعداد زیادی مورد پذیرش قرار نگرفت و تنها ۷ مقاله تأیید شد. دلیل عدم قبولی مقالات به این جهت بود که مقالات ارسال شده یا در بازه زمانی مورد نظر ما قرار نمی‌گرفت یا اینکه مناسبات فکری و فرهنگی را پوشش نمی‌داد. به این جهت ما به ۱۰ نفر سفارش مقاله دادیم و مجموعه مقالات به ۱۶ تا رسید. این تعداد در ۴ نشست تنظیم شده است که امروز در خدمت عزیزان خواهیم بود. در انتها نیز نشستی از اعضای کمیته علمی برگزار می‌گردد. قبل از هر چیز از کلیه دست‌اندرکاران پژوهشکده برای برگزاری این همایش تشکر و قدردانی می‌کنم.
نشست اول با حضور مژگان هادی‌پور، سهیلا هادی‌پور، آرمیدخت امین و فیروز مهجور برگزار شد.
مژگان هادی پور و سهیلا هادی‌پور سخنرانان ابتدایی این نشست مقاله خود را با عنوان «بررسی نقش باورهای مذهبی در مساجد دوره صفوی و عثمانی، مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان(۱۶۱۹- ۱۶۰۲م) و مسجد سلیمانیه استامبول(۱۵۵۷-۱۵۵۰م)» ارائه دادند. در این مقاله تاثیر باورهای مذهبی این دوره بر معماری مساجد شیخ لطف‌الله و سلیمانیه نشان داده شد. صفویان در فاصله سال‌های (۱۷۲۲-۱۵۰۱م) بر ایران فرمانروایی کردند که از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌رود. در دوران پادشاهی صفویه ایران از ثبات و یکپارچگی برخوردار گردید. همراه با هنر معماری صفویان، دورانی آغاز می‌شود که معرف مهارت‌های معماری است. از آنجایی که حکومت، حکومتی مذهبی بود به آبادانی مساجد توجهی خاص وجود داشت. یکی از این مساجد، شیخ‌ لطف‌الله می‌باشد که یکی از زیباترین آثار تاریخی اصفهان است. دیگر امپراطوری جهان اسلام، حکومت عثمانی بود که توانست آناتولی و بالکان را را با هم یکپارچه کند و در اینجا بود که عثمانیان دست به احداث مساجد بزرگی زدند. یکی از این مساجد مجموعه گسترده مسجد سلطان و آرامگاه آن بود که به نام سلیمانیه شهرت داشت. هر دو حکومت صفوی و عثمانی دارای گرایشات مذهبی بودند که بازتاب آنها را در هنر و معماری این دوره می‌توان مشاهده کرد.
آرمیدخت امین به عنوان سخنران دوم این نشست مقاله خود را با عنوان «تاریخ‌نگار ایرانی در دربار عثمانی و رویکرد به تشیع با تکیه بر تاریخ جنّابی» ارائه دادند. اهمیت تاریخ‌نگاری جنابی در این است که وی نخستین تاریخ‌نگار عثمانی است که به صورتی جامع به تألیف تاریخ عمومی اسلام مبادرت کرده است. هدف از ارائه این مقاله معرفی اثر «العیلم الزاخر فی احوال الاوائل والاواخر» و ویژگی‌های آن از نظر شیوه تاریخ‌نگاری با تکیه بر چگونگی نگرش مؤلف آن به مسئله چالش‌برانگیز تشیع در میان دو دولت عثمانی و صفوی، با استفاده از گزارش‌های وی درباره شخصیت امامان معصوم و خاندان‌های حکوتگر شیعی می‌باشد.
فیروز مهجور سخنران پایانی این بخش مقاله خود را با عنوان «تأثیر کاشی‌سازی و کاشیکاری ایران در آسیای صغیر» ارائه دادند. ایران پیشینه‌ای درخشان در تولید و کاربرد کاشی دارد. اگرچه کابرد کاشی در معماری آسیای صغیر، در آغاز منحصر به بناهای مذهبی و یادمانی بود ولی به سرعت دامنه آن، ابنیه غیر مذهبی، از جمله برخی از خانه‌‌های مردم را نیز دربرگرفت.کاشی‌کاری‌های چندین بنای مشهور آسیای صغیر و حتی مصر و سوریه در عصر آل عثمان در آغاز قرن نهم هجری را استادکاران کاشی‌کار تبریزی انجام داده‌اند. کاشی‌کاری مساجد جامع ادرنه و اوچ شرفه لی در بخش اروپایی ترکیه نیز به استادان تبریز نسبت داده شده است. شیوه کاشی‌کاری استادکاران تبریز که از بورسه آغاز شد، در مسجد اوچ شرفه لی در ادرنه به اوج رسید. از دیگر آثار عثمانی که به وضوح نفوذ هنر ایرانی را به ویژه در زمینه معماری و کاشی‌کاری نشان می‌دهد، کاخ «چینی لی کوشک» در استامبول است که به فرمان سلطان محمد دوم، طراحی و با همت کاشی‌تراشان خراسانی ساخته و پرداخته شد.
نشست دوم همایش با حضور ایرج نیک‌سرشت، صادق شهریار، مجتبی خلیفه و اسماعیل شمس برگزار گردید.
ایرج نیک‌سرشت و صادق شهریار مقاله خود را با عنوان «بررسی نقش ملاعلی قوشچی در انتقال دانش از مدرسه سمرقند به امپراتوری عثمانی» ارائه دادند. تمرکز در این مقاله بر روی یکی از دانشمندان مؤثر در انتقال دانش ستاره‌شناسی و ریاضیات از مدرسه سمرقند به مدارس عثمانی یعنی ملاعلی قوشچی می‌باشد. در این مقاله نشان داده شد که چگونه قوشچی با فروپاشی مدرسه و رصدخانه سمرقند پس از مرگ بنیان‌گذار آن یعنی الغ بیک تیموری حجم عظیمی از اطلاعات علمی را به کشور عثمانی انتقال داد، به طوری که اثرات این انتقال علمی حتی در ابتدای دوران انقلاب علمی اروپا نیز مشاهده می‌شود.
مجتبی خلیفه سخنران بعدی این نشست مقاله خود را با عنوان «تاریخ‌نگاری عثمانی در سده نهم هجری/پانزدهم میلادی و تأثیرپذیری از تاریخ‌نگاری ایرانی» ارائه دادند. این مقاله در پی تأثیرپذیری تاریخ‌نگاری عثمانی در سده نهم و مورخان عثمانی در آن زمان از تاریخ‌نویسی فارسی ایرانیان می‌باشد؛ به این منظور تاریخ‌نگاری عثمانی چه از حیث سبک و نثر و چه محتوا و نگارش در مقایسه با تاریخ‌نگاری ایرانی مورد بررسی قرار گرفت. به نظر می‌رسد که مورخان سده نهم عثمانی، هم در نثر فارسی و هم ترکی تحت تأثیر تاریخ‌نگاری ایرانی بوده‌اند. از نظر دیدگاه تاریخ‌نگاری نیز تأثیر تاریخ‌نگاری ایرانی بر تاریخ‌نگاری عثمانی در سده نهم، در اشکال مختلف تاریخ‌نگاری و نیز در قالب روایی تاریخ‌نگاری آنها قابل مشاهده است.
سخنران بعدی این نشست، اسماعیل شمس مقاله خود را با عنوان «جایگاه اهل فرهنگ کرد و مناطق کردنشین در روابط فرهنگی ایران و عثمانی» ارائه دادند. در ان مقاله نشان داده شد که در طول تاریخ عثمانی اهل فرهنگ کرد در نقش منتقل کننده مترجم فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی در دنیای عثمانی بودند. پیش از آنکه عثمانی‌ها قدم به بین‌النهرین شمالی و ارمینیه بگذارند، کردها در آنجا ساکن بودند. عثمانیان پس از آنکه بر آن مناطق حاکم شدند، با زبن فارسی و فرهنگ ایرانی بیشتر از طریق اهل فرهنگ کرد آشنا شدند و کردها بیشتر ازسایر ایرانیان در آشنا کردن ترکان با زبان فارسی نقش داشتند. متأسفانه در تحلیل‌های تاریخی و فرهنگی کمتر به ای مسئله توجه شده در حالی که شواهد و قرائن زیادی برای تأیید آن وجود دارد. در این مقاله نقش واسطه‌ای و مترجمی کردها در رابطه فرهنگی ایران و عثمانی در چند محور نشان داده شد.
نشست سوم همایش با حضور رحیم رئیس‌نیا، مهدی عبادی و فرزانه فرخ‌فر برگزار شد.
رئیس‌نیا به عنوان سخنران اول این نشست مقاله خود را با عنوان «شیخ بدرالدین و سفرش به ایران» ارائه دادند. این مقاله جریان مسافرت شیخ بدرالدین به این را مورد بررسی قرار داده است. سفری که مقارن بوده است، با بازگشت تیمور از لشگرکشی ویرانگر به آناتولی. به روایتی هم گویا در همان ایام دیداری بین او و تیمور لنگ صورت گرفته است.
مهدی عبادی سخنران دوم نشست مقاله خود را با عنوان «نقش مدارس در تبدیل استامبول به کلانشهر اسلامی در عهد محمد فاتح» ارائه دادند. نهاد مدرسه از طریق تثبیت و رونق بخشیدن به حیات آموزشی و مذهبی در شهر استامبول پس از فتح،در ارتقای جایگاه شهر استامبول به کلانشهری اسلامی – عثمانی نقشی بی‌بدیل را ایفا کرد. در سایه تأسیس و فعالیت تعداد قابل توجهی از مدارس و حضور استادان و طلبه‌هایی که در این مدارس تدریس و تحصیل می‌کردند، حیات اسلامی شریعتی و مدرسی در پایتخت و کلانشهر جدید عثمانی شکل گرفت و به دنبال آن، مدارس از دو منظر وجهه ظاهری شهر و تثبیت و رونق بخشیدن به حیات دینی و مذهبی در آن، در تبدیل شدن استامبول به کلانشهری اسلامی نقش آفرینی کردند.
سخنران پایانی این نشست، فرزانه فرخ‌فر مقاله خود را با عنوان «نقش ایرانیان در توسعه مکتب نقاشی بغداد عثمانی» ارائه کرد. فرضیات بر این نکته اشاره می‌کنند که مهاجرت و فعالیت اساتید ادب و هنر ایرانی و همچنین نفوذ فرقه‌های مختلف شیعی در زمام امور بغداد، تأثیر عمده‌ای بر شکل‌گیری و گسترش مکتب نقاشی بغداد در عصر حاکمیت عثمانیان داشته‌اند. نتایج مطالعات بر روی آثار مصور این مکتب، فرضیات را اثبات کردند.
نشست پایانی همایش با حضور آزاده حسنین، طاهر بابایی، صباح قنبری و صباح خسروی‌زاده برگزار شد.
حسنین مقاله خود را با عنوان «مطالعه تطبیقی گلستان هنر و مناقب هنروران» ارائه داد. گلستان هنر اثر قاضی منشی احمد قمی یکی از رساله‌های مهم عصر صفویه به شمار می‌رود. این کتاب از معدود منابع مستقلی است که اطلاعات ارزشمندی را درباره شرح احوال خوشنویسان، نگارگران و تذهیب‌کاران و دیگر اصناف مشابه ارائه می‌دهد. حدود یک دهه قبل از نگارش گلستان هنر، مصطفی عالی افندی کتابی با عنوان «مناقب هنروران» را در سرزمین عثمانی به نگارش در آورده است. در این مقاله سعی شده است تا این دو کتاب چه از نظر ظاهری و چه از نظر محتوا و مضامین به صورت تطبیقی مرود نقد و بررسی قرار گیرد.
طاهر بابایی مقاله خود را با عنوان «جایگاه نوروز در تشکیلات حکومتی عثمانی» ارائه دادند. در میان اقتباس‌هایی که عثمانیان از تشکیلات حکومتی سلجوقیان روم کردند، نوروز به عنوان یکی از شاخصه‌های فرهنگی ایرانی به تشکیلات حکومتی عثمانی راه یافت. در تشکیلات درباری نوروز با شکوه بسیاری برپا می‌شده است. علاوه بر تشکیلات درباری بسیاری از امور اداری ـ مالی نیز بر حسب نوروز تنظیم می‌شد. نوروز به تشکیلات نظامی عثمانی نفوذ چشمگیری داشت؛ به طوری که نشانه‌های آن را در هر دو شاخه بری و بحری به صورت آمادگی نظامی و تهیه مایحتاج پیش از نوروز و تحرک نیروهای زمینی و ناوگان دریایی را در نوروز می‌توان مشاهداه کرد.
سخنران پایان این نشست صباح قنبری و صباح خسروی‌زاده مقاله خود را با عنوان «بررسی سیاست دولت ایران و عثمانی نسبت به طریقت قادریه» ارائه دادند. طریقت صوفیانه قادریه حداقل از دو جهت برای دولت‌های ایرانی، صفوی و افشاری مهم بود. ابتدا به واسطه رویکرد ضد شیعی که این طریقت داشت و در مرتبه بعد به جهت حضور پر رنگ و مؤثر قادریه در جغرافیای مورد منازعه دولت‌های ایران و عثمانی یعنی عراق امروزی و مناطق کردنشین بود. طریقت قادریه همواره در جنگ‌های ایران و عثمانی جانب دومی را داشت و دولت آن را به قیامت و پایان جهان خاکی متصل می‌کرد. به تبع سیاست دولت ایران نسبت به آن دفعی بود، برخلاف عثمانی که سیاستی جذبی برای این طریقت داشت. حاصل این سیاست دفع و جذب، متوقف ماندن طریقت قادریه در ایران و گسترش آن در قلمرو دولت عثمانی بود.

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۵:۳۳ ق.ظ

دیدگاه