نشست علمی کاربرد سیره

چهارمین مبحث، از سلسله مباحث تخصصی سیره نگاری با عنوان «کاربرد سیره» روز شنبه ۲۹ شهریورماه ۱۳۹۳ با حضور دکتر احمد پاکتچی در محل پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.

***

پاکتچی در ابتدای این نشست، به طرح این پرسش پرداخت که این مباحث، تا چه حد می‌تواند مشکلی از مسائل امروز بشریت را حل کند؟ و ابراز امیدواری کرد این سلسله مباحث، پاسخی برای این پرسش باشد.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) در ابتدای صحبت‌هایش در راستای بحث کاربرد، به بررسی رئوس ثمانیه پرداخت و گفت: قدما در آغاز بحث از هر علمی، پیش از شروع بحث، درباره هشت موضوع سخن می‌گفتند که به آن رئوس ثمانیه می‌گفتند که دو تای آن چنین بود: غرض علم و منفعت علم. میان غرض و منفعت تفاوت وجود دارد، گاهی ممکن است منفعت در ادامه غرض باشد، هر چیزی ممکن است منفعتی داشته باشد که غرض از ساختن آن نبوده است. اما منافع و کاربردهای سیره، چقدر در راستای اغراض هستند و چقدر فراتر از آن؟
یک پرسش محوری و کلان، در این مورد، این است که ما درباره چه سخن می‌گوییم؟ برای سیره چه کاربردهایی داشته‌ایم و چه کاربردهایی خواهیم داشت؟ سیره از صدر اسلام تا امروز، چه وظایفی را بر عهده داشته، و دیگر اینکه در مطالعات امروز، سیره چه کاربردها و منافعی می‌تواند داشته باشد؟
برای رسیدن به پاسخ، می‌توان مروری بر پاسخ‌های گذشتگان و دیگران به این پرسش داشته باشیم. در مقایسه‌ای با فضای دانش در غرب، می‌توان سیره را با Hagiography یا قدیس‌نگاری مقایسه کرد. قدیس‌نگاری در واقع یکی از حوزه‌های بیوگرافی در دنیای غرب است و مشخصا در فضای دینی مسیحی قرار دارد و به نوعی می‌توان آن را سیره نگاری به شمار آورد. حتی بخش‌هایی از انجیل بیوگرافی است. در ادیانی مانند بودایی، بحث قدیس نگاری بسیار گسترده است.
پاکتچی در ادامه گفت از نظر او سه قسم سیره نگاری در فضای مسیحی وجود دارد:
Menaion وقایع نگاری ماه شمار (مانند مسار الشیعه و اقبال الاعمال در ادبیات اسلامی)
Synaxarion مجموعه زندگی قدیسان به ترتیب زمان زندگی‌شان (مانند ارشاد و اعلام الوری در جهان اسلام)
Paterikon مربوط به آباء منتخب (مانند السیرة النبویة ابن هشام، مقتل ابومخنف در تاریخ اسلام)
در نوع سوم، مسأله مذهب محوریت دارد، به طور مثال نسطوریان، تنها درباره قدیسان نسطوری می‌نویسند.
دیگران نیز به دنبال کاربردهایی برای همین موضوع هستند. کتاب‌هایی نیز درباره کاربردهای قدیس نگاری نوشته شده است، که در آن دو هدف اصلی برای قدیس نگاری ذکر می‌کنند: نخست: الگوسازی، دوم تقویت ایمان مخاطبین.
در بحث تقویت ایمان، در این کتاب‌ها دو چیز که حجم زیادی را به خود اختصاص داده، بحث معجزات و کرامات است. طوری که گاهی با حذف معجزات و کرامات، دیگر چیزی از کتاب باقی نمی‌ماند. و موضوع دیگر بحث مصائب است. فیلم معروف مصائب مسیح در ادامه همین تفکر است. در ادبیات سیره نگاری ما، کمتر از مسیحیت، به مصائب ائمه پرداخته می‌شود، اما معجزات و کرامات در سیره نگاری ما جایگاه والایی دارد.

سیره: میراثی برای آیندگان
وی افزود: اما سیره چه کاربردهایی دارد و چه کاربردهایی می‌خواهیم که داشته باشد. یکی از مفاهیم مدرن که محصول دو قرن اخیر در غرب است، اصطلاح Legacy است که نوعی از نوشتن است، که در مفهوم میراث و وصیت به کار برده می‌شود، اما در دو قرن اخیر به نوعی شرح حال عمیق و تعلیمی گفته می‌شود. شرح حالی که اندکی درگیر احساسات فرد هم باشد. تفاوت آن با بیوگرافی نیز در همین دخالت احساسات است. انگار قرار است کسی میراثی از خود برای آیندگان به جای بگذارد. بعضی از مهمترین نوشته‌های دوره مدرن، نوشته‌های اثرگذار از همین جنس هستند، مانند نامه‌های نهرو برای دخترش. اصلا سیره هم برای همین است، که نوعی یادگار برای نسل‌های بعد باقی بگذارد. هدف اصلی از سیره نگاری هم همین است که عمق پیام و احساسات ائمه برای نسل‌های بعد، درک شود.
در فرهنگ اسلامی، کاربرد سیره را برای غیر معصومین هم داریم. سیره تلفیقی از Hagiography و Legacy است و کارکردهای سیره در اسلام، چند قرن جلوتر از غرب است.
گاهی سیره برای غیر معصومین هم به کار می‌رود، مثل سیره خلفا، سیره شیخین، سیره صحابه و … یا حتی کسانی به کار برده می‌شود که اصلا جنبه مذهبی ندارند که دقیقا همین تعبیر برایشان به کار برده می‌شود و این به این معناست که مفهوم سیره در گذشته معنایی بسیار گسترده‌تر داشته است. از آن میان می‌توان به آثاری چون سیر اعلام النبلا، سیرة الاولیاء، یا سیرت جلال الدین منکبرنی اشاره کرد. و از نظر من سیره معادل Legacy است و نه Biography. آدم‌ها نیاز دارند که از خود یک ردپا و یادگار به جا بگذارند و با ورود به دنیای مدرن این نیاز برطرف نمی شود و چقدر کم فایده است اگر در نوشتن شرح حال یک انسان، تنها به وقایع نگاری اکتفا کنیم و خالی از احساس و عاطفه، به روایت تقویم تاریخ بپردازیم.

مثلث درک سیره
پاکتچی، برای درک بهتر سیره یک مثلث درک سیره ترسیم کرد، مثلثی که زوایای آن: زندگی معصوم، مؤلف سیره و مخاطب هستند و گفت: در درک سیره یک مثلث وجود دارد: رأس اول زندگی معصوم، کسانی هستند که با معصومین زندگی می‌کردند، همسران و فرزندان و صحابی معصومین درکی از زندگی معصوم داشتند، در رأس دوم مؤلف سیره را داریم که درکی از زندگی معصوم دارند و در رأس سوم، مردم و مخاطبین سیره هستند، که درکی از سیره ندارند، بین آنان و معصومین، حجابی به نام مؤلف سیره وجود دارد و مؤلف سیره است که نقش پررنگی در تأثیرگذاری سیره ایفا می‌کند. به طور مثال، تمام زندگی ابی عبدالله یک طرف و یک ماه و اندی آخر عمر ایشان یک طرف. تقریبا تمام کتب سیره، پس از صلح امام حسن تا واقعه کربلا، حدود بیست سال است که تقریبا تمام کتب سیره در مورد این بیست سال سکوت کرده‌اند و این کتب سیره هستند که آن دوره پایانی را پررنگ کرده‌اند و اینجاست که مسأله کارکرد سیره اهمیت پیدا می‌کند و تمام تأثیری که امام حسین بر زندگی مسلمانان گذاشته است، همان است که در کتب سیره بازتاب یافته است. اما آن کارکردی که سیره برای ما دارد، این است که گاهی این سوال پیش می‌آید که چه مسائلی امام را به سوی انجام چنین حرکتی، سوق داد؟ در آن بیست سال، چه گذشت؟
کارکرد در اینجا دو شاخه پیدا می‌کند، نخست اینکه در طول تاریخ کارکرد سیره چه بوده است، به سراغ مؤلف می‌رویم، تمام تأثیر فرهنگی امام حسین بر مسلمین همان است که در کتب سیره بازتاب یافته، اما کارکرد دوم این است که سیره برای ما چه کارکردی دارد؟ اینجاست که بعضی قسمت‌های زندگی حضرت، برای ما حائز اهمیت بیشتری می‌شود، در آن دوره بیست ساله هم امام، مسئولیت امامت خود را بر عهده داشتند. جالب اینجاست که امام حسین هرگز با معاویه درگیر نمی‌شوند، هرچند انتقاداتی دارند. و این مهم است که چه اتفاقی افتاده است؟ برای رسیدن به این کارکردها باید روشی داشته باشیم که از این فیلترها عبور کنیم و امکان پاسخ به این پرسش‌ها را داشته باشیم.
پاکتچی در پایان گفت: باید توجه داشت که تنها بخشی از سیره تاریخ است و سیره جنبه‌های فراوان دیگری نیز دارد.

در کارگاه «بررسی جایگاه جماعت شیعه و امت اسلامی در فهم سیره» عنوان شد
گاه سیره‌های شیعه، نيازمند پالايش سندي بيرحمانه هستند/ كاركردها و آسيب‌شناسي‌هاي سيره‌نويسي

احمد پاکتچی در کارگاه «بررسی جایگاه جماعت شیعه و امت اسلامی در فهم سیره» با اشاره به بیان احساسی و عمدتاً غیراستدلالی سیره‌های شیعیان، به شرح سه کارکرد «هویتی»، «آدابی» و «میثاقی» سیره پرداخت.
پنجمین جلسه کارگاه سیره‌نگاری با عنوان «بررسی جایگاه جماعت شیعه و امت اسلامی در فهم سیره» با تدریس دکتر احمد پاکتچی عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، دیروز شنبه ۲۹ شهریورماه ۹۳ در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.
فصل نخستین کارگاه «بررسی جایگاه جماعت شیعه و امت اسلامی در فهم سیره» با اشاره احمد پاکتچی به اهمیت توجه به مبحث کاربردهای سیره آغاز شد. وی با مطرح کردن این سوال که سیره چه کاربردهایی داشته و دارد و چه کارکردهای برای آینده می‌توان از آن انتظار داشت، تاریخچه سنت سیره‌نویسی را نزد مورخان مسیحی پی جست و به کارکردهای این علم در تاریخ دین مسیحیت اشاره کرد. وی روش «قدیس‌نگاری» (Hagiography) را به عنوان حوزه‌ای از فضای ادبیات و تاریخ‌نگاری مسیحی در قرون وسطی دانست و آن را در سه سبک، طبقه‌بندی کرد.

سیره در سنت مسیحی
پاکتچی، اولین نوع قدیس‌نگاری را وابسته به «تقویم مناسبت‌ها» دانست و افزود: در این سبک، اتفاقاتی که برای قدیسان رخ داده، بر اساس تقویم روزهای سال، شرح داده می‌شود. در دومین سبک نیز که ناظر به توصیف «زندگی قدیسان» است، قدیس‌نگار، به ترتیب زمان زندگی هر قدیس و سال حضورش در جامعه مسیحیان، به توصیف و گزارش زندگی او می‌پردازد. در سبک سوم نیز توجه قدیس نگار به «آبا» یا رجال منتخب و مذهبی کلیسا معطوف است و شرح زندگی این گروه، محور قدیس‌نگاری را شکل می‌دهد؛ در این سبک قدیس‌نگاری، عنصر فقه و مذهب، نقشی پررنگ دارد و هر مذهب می‌کوشد تا بیشتر به معرفی و توصیف رجل مذهبی خود بپردازد.
این استاد دانشگاه امام صادق (ع)، در ادامه بحث قدیس‌نگاری، الگوسازی و ارائه تعالیم اخلاقی به پیروان دین مسیحی و نیز تقویت ایمان مخاطبان را به عنوان اصلی‌ترین اهداف قدیس‌نگاری برشمرد و در همین راستا به حجم گسترده معجزات و کرامات و نیز توجه به مصایب قدیسان مسیحی در سنت قدیس‌نگاری اشاره كرد.

وی همچنین با اشاره به مفهوم «زیست‌نگاری» (Legacy)، آن را مولود عصر مدرنیسم معرفی کرد و افزود: زیست‌نگاری، نوعی شرح حال‌نویسی عمیق تعلیمی محسوب
ما برای الگوسازی بر مبنای زندگی معصومان نیازمند درک آن بخش‌هایی از زندگی آنها هستیم که در سیره‌نگاری‌ها مغفول مانده است.
می‌شود که در آن، نوشته، درگیر بیان احساسات مؤلف خویش می‌شود تا از این رهگذر، نویسنده، تجربه زیسته سوژه‌ای را که در باب وی قلم زده، برای تعلیم دیگران شرح دهد. به عنوان مثال، نامه‌های «جواهر لعل نهرو» به دخترش، نمونه‌ای از زیست‌نگاری‌هایی است که در آن نهرو، عصاره فکر و زندگی‌اش را با زبانی احساسی و سرشار از ظرافت کلامی به دخترش و به عبارتی بهتر، به نسل آینده هند تقدیم می‌کند. در سیره‌نگاری نیز، مؤلف به منظور الگوبخشی در زندگی و تأثیر بر باورهای مردمی، می‌کوشد تا به ارائه یادمان و میراثی فرهنگی از پیامبر (ص) و ائمه‌اطهار بپردازد.
پاکتچی همچنین سیره‌نگاری در اسلام را ترکیبی از دو سنت «قدیس‌نگاری» و «زیست‌نگاری» دانست و گفت: در فرهنگ اسلامی، سیره برای وصف شرح‌حال غیرمعصومان نیز کاربرد داشته‌است. در پاره‌ای موارد، سیره‌هایی برای وصف رجال دینی نظیر خلفا و صحابه نگاشته شده و حتی در بین کسانی که مشرب عرفانی داشته‌اند، سیره اولیاءالله هم مورد توجه بوده است. نکته قابل توجه کلیه این آثار این است که همگی فراتر از یک گزارش تاریخی بوده و جنبه تعلیمی آنها برجسته‌تر از ابعاد تاریخی‌شان است. همچنین تفاوت اصلی سیره و بیوگرافی در این است که در سیره‌نویسی، بیان احساسات مؤلف بر متن غالب است؛ در حالی که بیوگرافی لزوماً چنین مشخصه‌ای ندارد.

رئوس مثلث درک سیره؛ زندگی معصوم، مؤلف و مخاطب
وی در ادامه مباحث خود به رابطه سه‌سویه «زندگی معصوم»، «مؤلف سیره» و «مخاطب» پرداخت و گفت: مخاطبان در دوره‌های پس از معصومان، به دلیل آن که درکی مستقیم از حیات آنها ندارند، برای شناختشان به سیره‌ها متوسل می‌شوند و از این رو مؤلفان سیره، بین مخاطب و معصومان قرار می‌گیرند. در این میان نکته حايز اهمیت این است که مؤلف سیره با انتخاب‌های خود، برخی کاربردهای آن را برجسته و بعضی دیگر را کمرنگ می‌سازد. به عنوان مثال، زندگی امام حسین (ع) و حیات سیاسی آن حضرت، پس از صلح معاویه امام حسن (ع) با معاویه آغاز می‌شود و تا شهادت وی ۲۰ سال به طول می‌انجامد؛ در حالی که اگر سیره سیدالشهدا را به معنای متن نگارش‌یافته در نظر بگیریم، تنها ناظر به حوادث دو ماه پایانی عمر آن حضرت است. از این منظر، سیره به معنای آن چیزی که توسط مؤلف نگارش می‌یابد، همواره دربرگیرنده کل زندگی یک فرد نیست. همین مساله برای محققانی که به دنبال کاربردهای سیره در زندگی امروز هستند، دارای اهمیت است؛ به این معنی که ما برای الگوسازی بر مبنای زندگی معصومان نیازمند درک آن بخش‌هایی از زندگی آنها هستیم که در سیره‌نگاری‌ها مغفول مانده است.

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در پنج‌شنبه, 18 فوریه 2016 ساعت 8:04 ب.ظ

دیدگاه