زیدیه در ایران

تاریخ زیدیه در ایران، پیوندی ناگسستنی با تاریخ تحولات زیدیه در عراق و بعدها تشکیل دولت زیدیه در یمن، دست کم از حیث تأثیرگذاری در سنت فکری زیدیان یمنی، دارد. به دیگر سخن، جریان زیدیه ایران را می‌باید بخشی واسطه‌ای از تحولات زیدیه دانست که تکوین و صورت‌بندی اولیه خود را در عراق آغاز و بعدها در یمن تکمیل کرده است.

البته این سخن به معنی مشارکت نداشتن زیدیه ایران در تکوین مذهب زیدیه نیست؛ چرا که زیدیان ایرانی نقش مهمی در تحولات جامعه زیدیه یمن داشته‌اند. در کتاب حاضر، نخست گزارشی از شکل‌گیری جریان زیدیه در ایران و تکوین آن در عراق ارائه می‌شود و در ضمن آن از شخصیت کلیدی زیدیه، قاسم بن ابراهیم رِسّی (متوفی ۲۴۶ ق) سخن می‌رود. وی از قرن سوم پیروانی در مناطق شمالی ایران داشته و بعدها آرای او سنتی واجب الاتباع در میان زیدیه ایران و یمن بوده است.
دوره نخست حکومت علویان ایران شامل تشکیل دولت زیدیه در ایران به دست حسن بن زید و تداوم آن به کوشش برادرش محمد بن زید، است که با مرگ او پایان می‌یابد. چند سال بعد، حسن بن علی، مشهور به ناصر اطروش (متوفی ۳۰۴ ق) موفق می‌شود تا حکومت علویان طبرستان را احیا کند، اما مدتی بعد از درگذشت او، بار دیگر حکومت علویان در طبرستان از بین می‌رود و در دوره‌های بعد، تنها به صورت امارت‌های محلی ادامه می‌یابد.
نوشتار حاضر، فرقه زیدیه را با تکیه بر زیدیه ایران از آغاز تشکیل دولت علویان طبرستان تا پایان قرن هفتم هجری، بررسی می‌کند. پس از قرن هفتم تا روزگار صفویه، زیدیان هنوز حضور مهمی در محدوده طبرستان داشتند، هرچند دوران طلایی و شکوفایی آنان از قرن چهارم تا هفتم هجری است. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، اطلاعات موجود درباره زیدیه است. بر خلاف انتظار محقق، مطالب در دسترس به صورت اطلاعات پراکنده و گاه مشوش است. از این رو، ارائه روایتی یک‌دست و یک‌پارچه از تاریخ زیدیه در ایران دشوار است. همچنین تشابه اسامی و درهم آمیختگی آنها به دست مورخان به دشواری کار افزوده است. این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که هنوز بخش اعظمی از میراث زیدیه منتشر نشده و به شکل خطی است.
رحمتی در این کتاب، در پنج فصل به بررسی تاریخ زیدیه پرداخته است. فصل نخست «گفتاری در تاریخ‌نگاری زیدیه» به شکل‌گیری تاریخ‌نگاری زیدیه، مورخان عراقی و تک‌نگاری‌هایی در باب قیام‌های علویان، کتاب‌های علم نسب و اهمیت آنها در مطالعات زیدیه و سیره‌نگاری و اهمیت آن در سنت تاریخ‌نگاری زیدیان یمنی اختصاص یافته است. در این بخش خواننده با مطالعات اصلی مطالعات زیدیه آشنا می‌شود تا بتواند به پژوهش‌های بیشتر درباره تاریخ زیدیه بپردازد.
فصل دوم با عنوان شکل‌گیری زیدیه، دربارة مراحل نخستین پیدایش زیدیه است. نویسنده، در این بخش به معرفی نخستین گروه‌های زیدیه در کوفه پرداخته و درباره ابوالجارود زیاد بن منذر و اهمیت وی، قاسم بن ابراهیم رسی و نقش وی در تدوین کلام و فقه زیدیه و برخی از آراء کلامی وی نوشته است.
فصل سوم به «شکل‌گیری امارت علویان در طبرستان» اختصاص یافته و ورود زیدیه به طبرستان و دیلمان، حسن بن زید و تأسیس امارت علویان طبرستان، اقدامات عمرانی و مذهبی حسن بن زید، امارت داعی صغیر محمد بن زید، ناصر اطروش و دور جدید حکومت علویان طبرستان، میراث فرهنگی اطروش و مکتب فقهی ناصریه، حسن بن قاسم مشهور به داعی صغیر، امارت محلی ثائریان در هوسم، ابوعبدالله لدین الله، المؤید بالله و امارت وی بر لنگا و هوسم و در نهایت حیات سیاسی المؤید بالله بررسی شده است.
در فصل چهارم، «میراث فرهنگی علویان طبرستان» بحث می‌شود و در این زمینه، به موضوع برادران هارونی و جایگاه آنها در سنت زیدیه طبرستان، جامعه زیدیان ری، الاعتبار و سلوة العارفین شجری و اهمیت آن، مکاتب فقهی زیدیان طبرستان، زیدیان خراسان و تعامل فرهنگی زیدیه با امامیه و اسماعیلیه، پرداخته شده است.
سرانجام در آخرین فصل، اشاراتی به «دولت زیدیه در یمن» و تأثیرات آنها از زیدیه ایران تا پایان قرن هفتم هجری شده است. در حقیقت در قرن ششم و هفتم میراث علمی زیدیه ایران، که حاصل انتقال میراث زیدیه کوفه و تکوین آن در ایران بود، به یمن منتقل شد. این امر نقش مهمی در تحولات فرهنگی آنجا داشت و به اشکال مختلف، از جمله متون درسی و گاه اساسی برای شرح‌نویسی، باعث تحول و تکامل سنت زیدیه یمن شد که تداول آثار زیدی ایرانی در سنت مدرسی زیدیه یمن، شاهدی مهم بر این مدعاست. در این فصل، به مباحثی چون الهادی الی الحق و تأسیس دولت زیدیه در یمن، میراث علمی الهادی، مرگ الهادی و آغاز بحران در میان زیدیان یمن، حسینیه، قاضی جعفر بن عبدالسلام مِسوَری و نقش وی در انتقال میراث زیدیه ایران به یمن و در نهایت مناسبات زیدیان یمنی و ایرانی در میان زیدیان یمن مورد بررسی قرار گرفته است.
درباره زیدیه ایران میان قرن‌های هفتم تا دهم هجری، علی‌رغم اطلاع از حضور جوامع زیدی در برخی مناطق شمالی ایران، به دلیل فقدان اثری تاریخ‌نگارانه یا کتاب تراجم و از سوی دیگر منتقل نشدن سنت مکتوب زیدیه در این دوران، برخی نسخه‌های خطی زیدیه، که شاهدی بر تداوم فرهنگی زیدیه در این قرن‌هاست، و اطلاعات گاه پراکنده درباره برخی عالمان دوران مذکور است که گمان‌هایی در خصوص غیر امامی و احتمالاً زیدی بودن آنان مطرح شده است.

نوشته شده توسط پژوهشکده تاریخ اسلام در یکشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۷:۳۶ ب.ظ

دیدگاه